*ایرمان*

کور باد چشمانت...........
نویسنده : faraneh - ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٢/٢٦
 
(تا چند وقت ديگه.........)نتونستم جملمو تموم کنم اما خود دکتر ادامشو خواند.
-اگر شيمی درمانی نشه ۳ تا ۶ ماه ديگه...
زل زدم به چشماش ....- و اگر بشه؟ - ۲ الی ۳ سال ديگه!!!!
انگار يک چيزی افتاد شکست...يک چيزی لرزيد...شايد خودم بودم..........چقدر وقت کم داشتم واسه جبران....
***********************
((به تو ای زندگی))
هان! می خندی تو....
از چه می خندی باز؟؟
ز عروسکهای خسته گریا نت؟
ز سیاهپوشان نالان بیمنا کت؟
ز طلوع درخشان کوتاهت
و غروب ملالت بار خشمناکت؟
اسمان می بارد ....ز تیرگی بازی تو می بارد..
همه چیز می بارد..
اما هان!!
کور باد چشمانت....زشت باد ماه صورت خندانت!
من ان کوه صفت تنهای بلند پروازه ارامم...که صدایم در کثیف هم همه های خونین کوتاهت
بی باک می چرخد و می گوید....
کور باد چشما نت!!
تف بر حرفهایت!!
سیاه باد همه رویا هایت!!