*ایرمان*

درخت کوير
نویسنده : faraneh - ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۳
 

نمی دونم چرا با درخت شعر مصدق اينقدر احساس نزديکی می کنم....همون درختی که منتظر ابر بود تا

بهش بارون بده...بلاخره يک روز ابر اومد اما به جای بارون صاعقه زد ...  درخت سوخت!!!! و خاکسترشو حتی باد هم نبرد!!

                                    ****************************

حالم از اين وبلاگ به هم می خوره...جز يک مشت خاطرات تلخ هيچی نيست........