*ایرمان*

به ياد انان که رفتند.......
نویسنده : faraneh - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۱٩
 

وقتی يک نفر که دوستش داری می ميره بدترين اتفاقی که میافته اینه که ديگه نمی تونی تصور کني:

وقتی تو کنار پنجره نشستی و داری به دور دورها نگاه می کنی و دقيقه ها رو ميشمری....

وقتی زير بارون قدم ميزنی و تو پايکوبی قطره ها شرکت می کنی.... 

وقتی تو يک جاده مشجر رو ذهن باد پا می گذاری و هر چند وقت يکبار صدای قار قار کلاغها تو رو از دنيای افسانه هات دور می کنه.......

وقتی شبها بازم شمارش بی پاپان ستاره ها رو از سر می گيری و به همه اون ستارهائی که ماله تو و همه اونائی که دوستشون داشتی و هستند يا نيستند خيره می شی.... 

                   اون کجاست؟؟اون چه می کنه؟اون به چی فکر می کنه؟

        *********************************************** 

 تقريبا ۱ سا ل گذشت از زمانی که يکی يکی رفتند و پژمردند......

فردا ساله ماماجانه....دلم گرفته.....