*ایرمان*

 
نویسنده : faraneh - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢۱
 

ميدوني،ديدنت به لذت بخشی خوردن يه دونه ساندويچ کالباس پر از سس با يه دونه دلستر راس ساعت ۲ نصفه شبه

(از وبلاگ بی سرزمين تر از باد)

اما هميشه..بعدش..يک چيزی هست که اذيتم می کنه...يک چيزی شبيه نگرانی ديدن

کابوس های شبانه..کابوسهائی که با رفتن تو شروع ميشوند...