ای که بی تو خودمو تک و تنها می بينم....هر جا که پا می گذارم تو رو انجا می بينم...

يا دمه چشمهای تو پر درد و غصه بود.......قصه غربت تو قد صد تا قصه بود...

يا د تو هر جا که هستم با منه........داره عمر منو اتيش می زنه...

تو برام خورشيد بودی توی اين دنيا ی سرد.......گونه های خيسم رو دستهای تو پاک می کرد..

حا لا اون دستها کجا ست؟....او ن دو تا دستها ی خوب...چرا بی صدا شدند؟؟

                                         چرا؟؟؟؟؟

من که باور ندارم اون همه خا طره مرد........با ور ندارم.................ندارم......

عا شق اسمون ها پشت يک پنجره مرد!! اسمون سنگی شده...خدا انگار خوابيده...ا نگار از اون با لا ها

گريه ها مو نديده..............

ياد تو هر جا که هستم با منه.......تا ابد...تا ابد.....تا ابد...تا ابد..تا ابد....

                                               ************************

د لم واست تنگ می شه...خيلی..خيلی......

 

 

 

 

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جاوید

خدا انگار خوابيده...خدا انگار خوابيده...خدا انگار خوابيده...خدا انگار خوابيده...خدا انگار خوابيده...خدا انگار خوابيده...خدا انگار خوابيده...خدا انگار خوابيده...خدا انگار خوابيده...خدا انگار خوابيده...خدا انگار خوابيده...خدا انگار خوابيده...خدا انگار خوابيده...خدا انگار خوابيده........

kaveh

« دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند.....»

جاوید

من هنوز فکر ميکنم خدا خوابيده................... خدا انگار خوابيده.......................................خدا انگار خوابيده.......................................خدا انگار خوابيده.......................................خدا انگار خوابيده.......................................خدا انگار خوابيده.......................................خدا انگار خوابيده.......................................خدا انگار خوابيده.......................................

....

شو خی تا کی؟؟؟؟؟

....

نه نخوابيده.......نبايد خوابيده باشه....داره با ماها شوخي ميكنه....داره سر به سرمون ميزاره.......مطمئنم خدا عاشق ماهاست..

....

تا وقتي كه اونقدر روحت بزرگ بشه كه نسبت به تمام غمها و شادي هاي اين دنيا با يه چشم ديگه نگاه كني.تا وقتي كه اونقدر با خدا دوست بشي كه هر لحظه اونو كنار خودت حس كني.تا وقتي كه بتوني راههاي ديگه كه جلوي پات ميزاره رو پيدا كني.تا وقتي كه ....... به نظر تو هم من ديوانه ام؟!!!

....

آخرين بيتي كه يه ديوونه واسه خدا ميخوند اين بود: منو كشتي ، كشتي كشتي،كشته باشي خوش به حالم،كه هنوزم يكي از اون كشته هاتم (محمد صالح علا)

دوست دلهـــا

... سلام ... چيز دود شدنی وجود نداره ... می دونم سخته، شايدم نمی دونم ... ولی ... آره، هنوز نمی دونم، هنوز از نزديک لمس نکرده ام، اما، گاه نزديک تر از هر چيزی بهم بوده... سخته، ولی... از خدام يه چيز رو می خوام، اونم اينکه، تو همه دوری ها و نزديکی ها، صبر رو ازم نگيره ... اين رو که می شه از خدا خواست؟ نه فقط برای خودم؟ برای خيلی ها ؟ می شه ؟ ... صبر... مثل خودش که اينهمه صبوره ... مثل خودش ...

monaliza

چه راحت.خوش به حالت.

.....

کرده خود را میزبان شعله ها ......تا که سوزد در ميان شعله ها.....ميدونی چرا !؟؟؟؟