........گويی تو..نقش لرزانت و هر انچه برای من افريدی جاودان است و اين جاودانگی عظيم در کنجی از من..در اعماقم چنان رخنه کرده که چيزی جدا از ((من)) نيست!!!! و اين من چه صبورانه در برابر بادهائی که تو را به همان دوردست های دوست داشتنی تبعيد می کنند..ايستاده است!!...
لحظه ای با من باش..
لحظه ای به قدر تمام پیچ و خم های دنیای کوچکمان!!!

/ 2 نظر / 6 بازدید
sina

faranehjun khoda hamishe bamast chera faghat lahzeyi age negah koni mibini ensanhaye dar jonbojush derakhatro roodaye jariro hame khodan hamsihe ba man

ميثم

خوشمان آمد خوشمان آمد... پ ن : هشت سال پيش. اين روزها احساس مي كنم در يه باتلاق گير افتادم . نميدونم چه حكايتيه هر چه بيشتر تلاش مي كنم به اوضاعم سروساماني بدم همه چي بدتر خراب ميشه. كاش ميتونستم كمي فكرم رو آروم كنم.