يادت می اد.........

يادت می اد پا برهنه راه می رفتی رو سبزه ها.....يادت می اد لباست افتا بی بود....يادت می اد زير مهتاب بازی می کردی با ستاره ها....يادت می اد لبخند می زدی به روزها....يادت می اد خورشيد رو بغل می کردی.....يادت می اد از اسمون ابی گرفته تا خاک سياه ...با همه همدم بودی......يادت می اد دلت می خواست کمک کنی....دست بگيری بلند کنی........يادت می اد عا شق جمعيت بودی....عاشق جوش و خروش امدن و رفتن ها بودی.....يادت می اد دوچرخه سواری های شبا نه رو...يادت می اد دلت کجا می تپيد؟.....کنار اون درختهای بلند...اون جا که موقع نفس کشيدن حس می کردی زنده ای....بوی زندگی رو می شنيدی..وسط اون همه هم همه های پوچ....صدای اروم قدم زدن عشق را حس می کردی....

يا دت می اد تو درخشش شعله های اتيش چی می ديدی؟....جشن و پا يکوبی مردم...مردم رها شده ...که حتی اگه شده می خواستند واسه يک شب پرواز کنند....يادت می اد کجا ياد گرفتی بی خيال باشی....به هر چی گره های کو چيک هست بگی: زکی..بی خيال!!!!!

هر وقت افتادی بلند شي...خودتو تکون بدی ....بری دنبال بلند کردن يکی ديگه.....يا دت می اد شعر هائی رو که می خواندی....يا دته..نقطه فرودت پشت بوم بود....يادت می اد رقص های با رونی رو....

با تمام اينا خيلی چيزها مو نده که نديدی....مثل يک دل سير تما شا ی غروب و طلوع خورشيد...مثل تماشا پنجره کلاس.... مثل کشف هزاران هزار جای دوست داشتنی ديگه دنيای کوچيکت.........

/ 4 نظر / 7 بازدید
امين

سلام فرانه عزيز ٬ خيلی قشنگ نوشته بودی ٬ خيلی !‌وبلاگ زيبا و دوست داشتنی داری ! موفق باشی و پيروز

Sina

فرانه جانم سلام ای کاش همه ی ما می رفتيم کنار آينه و به چهرهای پشت نقاب خود بنگريم به اسم های بی خودی که روی خود گذاسته ايم مثل هميشه زيبا بود

mahsa

salam faraneye aziz......yadam miad....kheili khub, am alan ham hesseshun mikonam...miduni ke, khodet budi shabhayee ke ruye poshte bum be khoda nazdik mishodim.....ke zire barun khis mishodim.. va toluee khorshid ro be lotfe ostadane geramy didim!!

majid

سلام .خوبی؟اميدوارم تو درساتو مثل من نخونی.به خدا مرتب بهت سر ميزدم .مثل هميشه دنبال جاهای خوب ميگردی.و پيداش ميکنی.خوش به حالت.اما واقعا خوب گفتي :کشف هزاران جای دوست داشتنی ديگه.يه چيزی جديدا کشف کردم اگه تونستی از دستش نده.شايد خيلی مسخره باشه ولی به نظر من شاهکاره و اون فقط يه لحظه در روز اتفاق ميوفته.۱ ثانيه شايد. روشن شدن چراغای يه پارک.به من نخندي.باشه؟