به ياد انان که رفتند.......

وقتی يک نفر که دوستش داری می ميره بدترين اتفاقی که میافته اینه که ديگه نمی تونی تصور کني:

وقتی تو کنار پنجره نشستی و داری به دور دورها نگاه می کنی و دقيقه ها رو ميشمری....

وقتی زير بارون قدم ميزنی و تو پايکوبی قطره ها شرکت می کنی.... 

وقتی تو يک جاده مشجر رو ذهن باد پا می گذاری و هر چند وقت يکبار صدای قار قار کلاغها تو رو از دنيای افسانه هات دور می کنه.......

وقتی شبها بازم شمارش بی پاپان ستاره ها رو از سر می گيری و به همه اون ستارهائی که ماله تو و همه اونائی که دوستشون داشتی و هستند يا نيستند خيره می شی.... 

                   اون کجاست؟؟اون چه می کنه؟اون به چی فکر می کنه؟

        *********************************************** 

 تقريبا ۱ سا ل گذشت از زمانی که يکی يکی رفتند و پژمردند......

فردا ساله ماماجانه....دلم گرفته.....

          

 

 

/ 3 نظر / 8 بازدید
sina

فرانه جون سالگرد درگذشت ممان بزرگت را تسلیت می گم. راستی ادرس وبلاگ من عوض شد که برات نوشتم.

000000000

سلام.میدونی که دلی که نگیره حتما یه جای کارش مشکل داره.احساس میکنم وقتی آدم دلش میگیره به خدا نزدیکتر میشه.پس برای منم دعا کن.در ضمن انشا00 روح مادر بزرگت شاد باشه.

میثم

آسیاب به نوبت ... غصه نخور. مهم این نیست که کی کی میره . مهم اینه که هر وقت رفتیم یکی به یاد ما باشه و گهگاه اسمی از ما برده بشه. پ ن : تو دختر مهربونی هستی.