تو همه جا هستی و منم بر اين باورم که تو يگانه خالقی.... پس چرا در گوشه های خلوت زندگيم ارام بر تنهايی خويش می گريم؟؟؟

                                   

/ 2 نظر / 5 بازدید
دوست دلها

اگر نمی بود مزه تلخ اين طعم سرد تنهايی، تلاشی نمی شد برای رسيدن به گرمی زيبای عاشقی ! ... ولی... به شعار بودن حرف بالا، منم يه جورايی، وقتی واقعا دلم می گيره، معتقد می شم ... پس اعتقاد به بودنش چی می شه؟ ... يادم می آد، که هر وقت ازش پرسيده بودم، بهم يه قطره رو هميشه واضح گفته بود! صبر ! و کيميای ناب عشق، در کف عاشقی، جز با صبر منطقی نخواهد داشت و مفری نمی يابد! ... ....

علی

اگه همه جا هست تو چه جوری تنهایی ؟ پس در آغوش او تنها گریه می کنی بهتر هست نه ؟